تاسوعا و عاشورا و شام غریبان 1399
خیلی دعا کردم نشد مشک و بغل کردم نشد داداش حسین شرمندتم رفتم که برگردم نشد♪♪ چشمام نمیبینه داداش بدجوری دستام خاکیه♪♪ هر کار میشد کردم نشد شرمنده مشکم خالیه از ناقه افتادم زمین دستام برام کاری نکرد تا خیمه ها راهی نبود مشک آبروداری نکرد♪♪ دندون گرفتم عشقت رو سینه سپر کردم نشد♪♪ خواستم علمداری کنم رفتم که برگردم نشد رفتم که برگردم نشد --- عجب لحظات غریبانه ای دارد محرم امسال! سال های قبل چقدر عزاداری هامون زیبا بود. همه با فراغ بال عزاداری میکردیم، نذری میدادیم و برای اموات خیرات میکردیم. ولی افسوس! امسال حال و هوای دیگه ای هست. غمی که این روزا وجود داره به شدت سنگینه و دل ها گرفته. ولی... ای کاش میتونستیم مثل ...





