زهرازهرا، تا این لحظه: 24 سال و 4 ماه سن داره
Date of creation of my blogDate of creation of my blog، تا این لحظه: 10 سال و 10 ماه سن داره
My membership dateMy membership date، تا این لحظه: 13 سال و 7 ماه و 8 روز سن داره

🌹خاطرات یک بانوی روشندل🌹

قلبم را به ❤خدا❤ میسپارم، که او به شدت کافیست

اولین خاطره در سال 1399

سلام دوستان خوبین؟ منم خدا رو شکر خوبم. یه نفسی میاد و میره. راستش حوصله چندانی برای نوشتن نداشتم و می خواستم تا سیزدهم، چهاردهم پست نذارم. ولی خب. دیشب یه خاطره باحال از بچگیم یادم اومد که فکر کردم نوشتنش خالی از لطف نباشه. یعنی امیدوارم تو این اوضاع مسخره این خاطره ام یه کم باعث شادی بشه. پس روز سیزدهم یا چهاردهم در مورد این روزامون صحبت می کنم. و حالا بریم سر وقت خاطره ام. خب همونطور که قبلاً هم براتون گفته بودم، من وقتی بچه بودم خیلی کنجکاو و شلوغ بودم. مثلاً اگه یادتون باشه قوطی کِرِم رو از سوراخ باند کرده بودم تو ضبط و می خواستم ببینم چی میشه. حالا یه بارم وقتی پنج شش سالم بوده، یه روز نشسته بودیم با مامانم اینا می...
9 فروردين 1399

تولد بابا بزرگم و عید مبعث مبارک

پدر بزرگ عزیزم امروز روز میلاد توست. تولدت مبارک. امیدوارم سالیان سال سایه ات بالای سر بچه ها و نوه هایت باشد، سالم و سرحال باشی و عمر با عزت داشته باشی. عید مبعث رو هم به دوستای گلم تبریک میگم. البته دقیق نمی دونم کی هست. اگه امروزه که هیچی. ولی اگه فرداست پیشاپیش تبریک میگم. راستی بچه ها همونطور که می بینین، من تصمیم گرفتم از این به بعد روی هر پست جدیدی که میذارم یه آهنگم بذارم. به نظرم تغییر خوبیه. نظر شما چیه؟ مرورگر شما از Player ساپورت نمی کند ...
1 فروردين 1399

نوروز 1399 مبارک

یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبرالیل و النهار یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال سلام دوستای عزیزم. عیدتون مبارک. ان شاء الله امسال برای هممون بهترین سال باشه. ان شاء الله امسال دیگه خبری از بیماری و گرفتاری و بلا و... نباشه و هر چی هست ریشه کن بشه و از بین بره، مخصوصاً مخصوصاً کرونا. بچه ها امروز همتونو دعا کردم. مجری تلویزیون داشت یه دعایی رو می خوند و می گفت واسه هم دعا کنید. اونقدر سوزناک خوند که اصلاً بغض کردم. دعا کردم که ان شاء الله همتون توی تحصیل موفق باشید و روزهای شادی رو داشته باشین. شما هم منو دعا کنین که توی کنکور قبول بشم امسال، یه خورده امید بیشتری به دست بیارم. امسال یه سال به سن ه...
1 فروردين 1399

آخرای سال 98

بهار ماجرایی نیست که در گوشی های موبایل رخ دهد و با پیام هایی نوروزی که هزاران بار دست به دست می گردد؛ بهار اتفاقی ست که در دل می افتد و در جان و در رفتار و در زندگی. هیچ درختی پیام تبریکی برای کسی نمی فرستد. درخت اما می شکفد، جوانه می زند، شکوفه می کند، سبز می شود... و ما باخبر می شویم که بهار است و ما می فهمیم که این چنین بودن مبارک است. درختی که از شاخه ها و شانه هایش برف و یخ و قندیل های زمستانی آویزان است، اگر هزاران تقویم بهارانه نیز بر خود بیاویزد، کیست که باور کند؛ چنین درختی غمنامه ای طنز آلود است. بهار باش نه بهارِ تقویم که بهارِ تصمیم! سلام دوستان خوبم. امیدوارم خوب و سلامت باشین. این روزای آخر اسفند بدجور حال ...
28 اسفند 1398

سرباز

داستاني را كه مي خواهم برايتان نقل كنم درباره ي سربازي است كه پس از جنگ مي خواست به خانه ي خود بازگردد. سرباز قبل از اين كه به خانه برسد، از شهرش با پدر و مادرش تماس گرفت و گفت: «پدر و مادر عزيزم، جنگ تمام شده و من مي خواهم به خانه بازگردم، ولي خواهشي از شما دارم. رفيقي دارم كه مي خواهم او را با خود به خانه بياورم.» پدر و مادر او در پاسخ گفتند: «ما با كمال ميل مشتاقيم كه او را ببينيم.» پسر ادامه داد: «ولي موضوعي است كه بايد در مورد او بدانيد، او در جنگ به شدت آسيب ديده و در برخورد با مين يك دست و يك پاي خود را از دست داده است و جايي براي رفتن ندارد...
26 اسفند 1398

با من بیشتر آشنا شوید

سلام بچه ها. امیدوارم خوب باشید. خب همونطور که هفته قبل گفته بودم، می خواستم یه سری مطالب علمی بذارم. البته در مورد اصلیت خودمه. خب من از هر دو طرف ترک هستم. البته خودم تهران به دنیا اومدم و بزرگ شدم. ولی دارم در مورد پدر و مادرم میگم. مامانم اینا مال روستای آق قلعه که توی شهر سرعین و استان اردبیل هستن. آق‌قلعه روستایی است که در استان اردبیل، شهرستان سرعین، بخش مرکزی، دهستان آب‌گرم قرار دارد . نام قدیمی آن قلعه سفید است. این روستا در حدود سیصد سال پیش تشکیل شده و شنیده‌ها حاکی از مهاجرت تعدادی از طوایف بزرگ روستاهای اطراف از جمله روستای پیرآلقر و مهاجرت سه طایفه بسیار بزرگ از روستای کنزق بو...
23 اسفند 1398

ولادت حضرت علی (ع)، روز پدر و تولد مهدیه جونم دوست مهربونم مبارک

پدر جان ، با یك دنیا شور و اشتیاق وضوی عشق می گیرم و پیشانی بر خاك می گذارم و خداوند را شكر می كنم كه فرزند انسان بزرگ و وارسته ای چون شما هستم. پدر جان عاشقانه دوستت دارم و دستانت را میبوسم. روزت مبارک بابا یوسف من --- ای نام زیبایت همیشه اعتبارم، خدمت به تو در همه حال هست افتخارم . پدرجان باش و با بودنت باعث بودن من باش. روزت مبارک بابا جونم. --- صدها شاخه گل مریم تقدیم شما باشد كه برای من در جهان بهترین هستید. روزت مبارک پدرم. --- نقش پدر در دلهاست و دیگری جای او را نمی گیرد، آن كه دلها به عشق او زنده است، در دل عاشقان نمی میرد. پدر عزیزم روزت مبارك --- مهربان ترین بابای دنیا صادقانه دوستت دارم و هزاران ش...
18 اسفند 1398
1010 11 11 ادامه مطلب

مهفام جونم، آبجی کوچولوی اسفند ماهی من، 10 سال نبودنت تسلیتمون

دلم بی تاب شده باز توی سینه یه بغضی تو گلوم باز مهمونه دوباره جای خالی تو خواهر وجودم رو کم کم میشکونه صدای خنده های تو تو گوشم صدای گریه ها مو در میاره دلم تنگه دیگه دست خودم نیست چشام بی اختیار داره میباره تو نیستی قلب من هم غصه داره چشام بی خواب شده باز بی قراره بهشت هم که بشه دنیا واسه من بی تو دنیا دیگه معنا نداره بی تو دنیا دیگه معنا نداره هزار بار خاطرات و دوره کردم هنوزم نبودتو باور نکردم تو نیستی خونه بی تو سوت و کوره الهی خواهرم دورت بگردم الهی خواهرم دورت بگردم چه رسمی داره این رسم زمونه می چینه هر گلی که مهربونه دیگه دیدارمون رفت به قیامت بی تو خواهر می شم من یه دیوونه بی تو خواهر می شم من یه دیوونه ...
17 اسفند 1398